نارنیا



Wednesday, January 24, 2007

این رژیم هم آدم را می کشه. حتی موهایم بوی سوپ گرفته و هیچ شامپو یا کاندیشنری بویش را نمی بره. نمی دونم چی شد که یه هو ما دخترا (AKA The Girlz) تصمیم گرفتیم که رژیمی رو که رئیس گرامی که دماغش رو بگیری جونش بالا میاد رو یه امتحانی بکنیم و ببینیم چی میشه. خلاصه زندگی خلاصه شده در سوپ و سبزیجات و میوه جات . فردا هم نوبت شیر بدون چربی و موزه و خلاصه I'm desparately looking forward که فردا بشه و من بالاخره بتونم یه کافیی چیزی بخورم حالا هرچند که شیرشم به لعنت خدا نیرزه . اوضاع هم تو شرکت یه جورایی خیلی باعث خنده شده . هر کی میاد ما ها رو میبینه با یه کاسه سوپ دستمون یه متلکی بارمون می کنه . دوستان گرامی که رژیم ندارن هم ماشالا کم نمیذارن . هر روز بساط لازانیا و استیک و ماکارونی چرب و چیلی و دونات و چیزای خوشمزه رو به راه می کنن و دل ما بیچاره ها رو آب.

posted by Mariam @ 10:39 PM




Comments: Post a Comment