نارنیا



Sunday, November 12, 2006

دوباره بارونها شروع شد . حتی بیشتر از پارسال. نوک کوهها برف نشسته. زمین پر از برگهای طلایی و قرمز شده .در این مدتی که ننوشتم یه سری اتفاقات افتاد:۱. درست یه هفته و یه روز پیش رفتم آمریکا به مدت یه ربع و بعد اومدم کانادا و بعد سه سال و سه ماه کانادا بودن رسما مهاجر کانادا شدم . تو راه آمریکا چترم شکست و سر تا پام خیس شد. آقاهه بهم یه پرچم کاغذی داد و تبریک گفت . بعد با پیام تو اون بارون رفتیم و یکی از بهترین (بعد گرنویل آیلند) فیش اند چیپسهای عمرم رو تو رستوران موبی دیک واقع در وایت راک خوردیم . ۲. سی شارپ یاد گرفتم.۳. یه بار پیش وحیده خانوم رفتم .۴. یه کتاب آشپزی خوشگل خریدم و امروز از روش سالاد درست کردم.۵. خواب دیدم پیام ۵ تا میمون و ۵ تا گربه خریده . گریه م گرفته بود.۶. دیشب خواب دیدم ۳ ماه دیگه بچه دار میشم . داشتم از ناراحتی می مردم .۷. دو تا چتر جدید خریدم. هر دو صورتی .۸. علاقه مند به شراب سفید شدم .۹. برای مامانم دعوتنامه رسمی فرستادم .۱۰. عاشق کیک باکسینگ شدم و شکلات سفید لیندت.۱۱.سر رئیس نازنینم یک بار داد زدم .۱۲. یک روز یک شنبه ویکند رو در شرکت گذروندم .و خیلی چیزهای دیگر که یادم نمی آید!
۱۳. اینم به خاطر گل روی تو !!

posted by Mariam @ 8:41 PM




Comments: Post a Comment