نارنیا



Thursday, March 02, 2006

۱. دارم فک می کنم که این کامپیوترلعنتی بود که چشمای منو آستیگمات کرد. البته ممکنه حرفم کاملا احمقانه باشه ها! مامانم چشاش یه مقادیری دوربینه و بابام نزدیک بینه. خانوم دکتره که همکلاسیه مامانم بوده دفعه اول که چشامو آزمایش کرد گفت که به به منفی در منفی شده مثبت . ده دهه چشات .
۲. من از لهجه پسرای هندی متنفرم . آدم می خواد عق بزنه . یاد اون پست روزبه افتادم . حالا درکش می کنم.
۳. تز نوشتن کار سختیه . کار خیلی سختیه . کار خیلی خیلی سختیه .....
۴. من نمی تونم تصمیم بگیرم ...
۵. من فقط تلگرافی نوشتنم میاد نمی دونم چرا !
۶. خوب شد فهمیدم ! داشتم اشتباهی توی یه وبلاگ دیگه پست می کردم .
۷. این کامرون کارتیو چرا نمیاد ونکوور. تورنتویی ها کوفتتون بشه.
۸. من با اتوبوس ۵:۰۵ می رم خونه.
۹. با دوتا کافی هم آدم خوابش می گیره بعضی وقتا.
۱۰. نه اشتباه شد با ۵:۲۰ میریم خونه !
۱۱. این جانی صابخونه ما چه مهربونه .
۱۲. اه چرا امروز ۵ شنبه هست ؟ من دلم وینگ می خواد!
۱۳. تز چیز بدیه . موناهه که گم شده . مهران هم سایه اش سنگین شده .منم که خوابم میاد.
۱۴. نمیشه با ۱۳ تمومش کنم . یه اتفاق بد میفته !
۱۵. وودی الن شبیه دیلانه یا دیلان شبیه وودی آلن؟
۱۶. من همینجوری چرت و پرت به ذهنم می رسه . گفتم تز چیز بدیه!
۱۷. دیروز با بونی وراجی کردم . ۴۵ دقیقه حرف زدیم و برام فیلم ۴شنبه سوری رو کامل تعریف کرد. دلتون بسوزه.
۱۸. چن روز پیش چینیا داشتن تو لب با هم فریزبی بازی می کردن . من هم عین نرد ها داشتم تز می نوشتم ( یا شایدم وبلاگ می خوندم )
۱۹. با پنی سیمپسون قرار گذاشتم .
۲۰. فول متال الکمیست خیلی کارتون غمگینیه .
۲۱. این عجب پست درازی میشه . از خجالت این همه مدت در میام .
۲۲. پیام رو بگو. فک می کنم من تا ۵ تز می نویسم . نمی دونه وسط چپتر ۶ بریدم .
۲۳. ای الیور خر ایمیل بزن دیگه . اگه ایمیل نزنی من دست به دامن کی بشم که chair ام بشه .
۲۴. اینقد تنبل شدم . حال آشپزی ندارم .
۲۵. دعا کنین مامانم ویزا بگیره .
۲۶. داره واقعا عید میشه ؟ پس من کی خونه تکونی کنم ؟
۲۷. دلم تنگ شده .
۲۸. عکسامون رسیدن . خیلی دوسشون دارم. باید قاب بخرم .
۲۹. این آخریشه .
۳۰. نه یکی مونده به آخریش بود!!
۳۱. خدافظ!

posted by Mariam @ 4:30 PM




Comments: Post a Comment