نارنیا



Thursday, June 09, 2005

به شدت امروز درس خوندنم نمیاد و ریلاکتنت شدم. شاید دلیلش اینه که دیشب دیر خوابیدم و صبحم دیر پاشدم با صدای زنک تلفن مامان خوشگلم . شایدم دلیلش این باشه که امروز برنامه پیک نیک داریم با معلم کلاس فرانسمون و ما هم یه کیک خریدیم ببریم سر کلاس ولی چون کیکه گنده بود به زحمت تو یخچال لب جا شده و همه اش می ترسم یکی از این چینیا بره پای یخچال کیکمون رو خراب کنه .
این دایی هم امروز خل شده و می خواد یه زن بگیره به اسم ام کلثوم که سیبیل هم داره ولی نمی خواد لنزشو بذاره که سیبیلاشو نبینه بعدم می خواد بره آبدارچی شرکت سوپروایزرش بشه ومثل آقا داوود زنگ بزنه و برا زنش شعر بخونه و اونم از بچه شون لیلا تو خونه نگه داری کنه .
خلاصه ما هم سرمون رو به این پرت و پلا گویی ها امروز گرم کردیم.
بونی زودی بهم زنگ بزن که دلم برات تنگ شده !!!

posted by Mariam @ 11:25 AM




Comments: Post a Comment