نارنیا



Tuesday, May 10, 2005

همم بالاخره اون دو تا پیپری رو که باید می نوشتم رو به ضرب و زور نوشتم .حالا دیگه نتیجه اش چی بشه خدا می دونه . حالا هم یه دونه پیپر استادم بهم داده که واسه یکی از اون کنفرانساس و باید reviewکنم ولی اصن حسش نیست . این ترم هر روز کلاس فرانسه داریم . وای این معلممون خیلی خوب درس میده . هفته پیش یه دختر کبکیه معلممون بود ولی حالا معلم اصلیمون اومده که یه پیرزن چاق گوگولوی فرانسویه. اون طور که معلم قبلیمون می گفت در طبخ غذاهای فرانسوی بخصوص قورباغه تبحر زیادی داره . یه شنبه رفتیم با سارا اینا kingdom of heaven. بد نبود. ارلاندو بلوم عزیزم توش بازی می کرد. حال می کردم عربیاشو می فهمیدم . دیشب هم با سارا رفتم شام IEEE تو هتل هیلتون . جلسشون منو یاد اون انجمن جادوگرها تو کتاب جادوگرهای رولد دال می انداخت. شامش خیلی هم خوب نبود. البته از این پاریس هیلتون انتظار بیشتری هم نمی رفت . من درینگم رو نخوردم دادم به مایک دوست سارا اینا. حالا قرار شد به جاش وقتی خرگوششون از وینیپگ اومد برم بازی کنم باش. یه سری پیرمردای خیلی گوگولی هم که life memberهای IEEEبودن هم دیدم . خیلی نازی بودن . یاد بچگیهامون افتادم که برامون سفره جدا مینداختن تو مهمونیها . اینا هم یه سفره جدا داشت و غذاشونم فرق داشت . دیگه همین دیگه . خبر جدیدی نیست . هوا هم خوبه . دوباره یه کم ابری و بارونی شده . Il pleut et il fait beau .

posted by Mariam @ 10:27 AM




Comments: Post a Comment