نارنیا



Tuesday, February 08, 2005

شنیدم یه عالمه برف اومده . تو یاهو نوشته تا آخر هفته همینجوری برف میاد. عکسای تهران ۲۴ رو هم دیدم . چه قد برف. چه قده جاهای آشنا.
میشه جای من رو هم خالی کنین . میشه آروم زیر برف با یکی که دوسش دارین قدم بزنین . میشه برین باهاش برف بازی کنین . میشه بعدش نسکافه بخورین .
میشه اصلا سیگار نکشین .میشه دانشگاه رو تعطیل کنین و سر کلاس جهانگیر نرین و بعد یه سری نخود پاشن برن . میشه یه کم برین رو تپه های اکباتان سر بخورین .
میشه پرده اتاق منو بکشین و هنوز هیچ جای پایی تو برفا نباشه . میشه یکی رادیو رو گوش کنه ببینه مدرسه های منطقه ۵ هم تعطیل شدن یا نه . میشه امروز مامان نره سر کار و بعد همه با هم برین بیرون برف بازی . میشه دستکشهامون هی خیس شه و خشک نشه . میشه یکی جای من وقتی از کنار بساط باقالی فروشا رد میشه دماغشو بگیره . میشه یکی وسط خیابون وصال لیز بخوره و ولو شه و مرگ با چشمای خودش ببینه . میشه دماسنج تو حیاط یخ بزنه . میشه مامان بزرگم پای تلفن یه عالمه بهمون سفارش کنه . میشه یکی یه آدم برفی بسازه جای من و مواظب باشه که پسرای بی شعور خرابش نکنن .
میشه وسط برف بازی برف بیاد و کم کم همه برن خونه هاشون . میشد این همه برف اون موقع که من ایران بودم بیاد؟ میشد اینجا هم مثل پارسال اونقد برف بیاد ؟ میشه یه دفه من مشق داشته باشم و وبلاگم نیاد؟

posted by Mariam @ 1:19 PM




Comments: Post a Comment