|
نارنیا |
|
Monday, January 03, 2005 نامه ای که ۶ سال پیش حدودا نوشته و هرگز فرستاده نشد:سلام فری فلان جونم .خوبی دخترم؟چه خبرا؟ وای امروز ۸آبان هست و من نامه تورو دریافت کردم . نمی دونم چرا این قدر دیر رسید ولی به هرحال خیلی خوشحال شدم .امروز هم دوتا ایمیل بهت زدم . راستی تو از دانشگاتون میل می زنی؟راستی اسم دوستت چیه؟ ایرانیه ؟ چن تا دوست خوب پیدا کردی؟ چند تا ایرانی تو کلاستون هستن ؟ چن تا خوش تیپ؟ وااااای پسرای ما که بالکل عمله هستن . اصلا مورد پیدا نمیشه . دریغ از یه درست و حسابی .{...}. مدرسه شریف خیلی بده ٬ لوس ٬ ننر٬ پر عمله . فقط روزایی که با یلدا اینا کلاس داریم خوش می گذره. راستی یه دوست خوب خوشگل هم پیدا کردم . اسمش موناست . از فرزانگان کرج میاد. این قدر پسرا براش ایمیلهای عاشقانه می نویسن که خدا بدونه . یه پسره هم اوایل سال خیلی بهش گیر داده بود که اسمش {...}. یه مجله هم داره شریف به اسم نقطه سر خط که بعضی وقتا که کلاس نداریم میریم اونجا . پر پسر و دختره و می زنیم تو سر و کله همدیگه . راستی یه پسر خیلی خوشگل هم توش هست که چشای آبی داره و قد بلند.اسمش {...}.{..} عاشقش شده حسابی. یه سال از ما بالاتره . وای فری تو خیلی خوشبحالته اونجایی. قدرشو بدون. اینجا دانشگاه ما خیلی مزخرفه.همش گیره . همش باید سنگین رنگین باشی(گرچه ما نمی تونیم ) یه خانومه هم هست که شکل میمونه و جلوی در میشینه و هی گیر می ده . یه دفه به منم گفت خانوم شما که دکمه مانتوت بالاست شلوار تیره بپوش. آرایش مارایش هم که هیچی . اصلا نمی ذارن شوور تور کنیم :))) گرچه مورد خوب هم که پیدا نمیشه . تو یکی از اونجا واسمون بفرست .{...}. راستی منم زیاد از بچه ها اطلاعی ندارم . رزای دیوونه که پلی تکنیک میره . سمیه هم الزهراء (خیلی هم راضیه !) نازگل هم ترم بهمن شهید بهشتی افتاده داره عشق و حال میکنه . راستی تو گواهینامه گرفتی ؟ ماشین داری؟ من یه دفه رفتم امتحان گواهینامه ! خیر سرم رد شدم :(. حالا بعدا دوباره باید برم . بابامون برامون یه سپند(رنوی سابق) خریده . تو چطوری میری دانشگاه و میای ؟ راستی عمه من دانشگاه Queens میره که تو kingston هست . نزدیکتونه یا دوره ؟ می بینی فری جون . خط من هنوز خرچنگ قورباغه اس. راستشو بخوای دیگه داشتم ازت نا امید میشدم که برام نامه نمیدی و منو به کلی فراموش کردی. یه شب خیلی از دستت گریه کردم . می دونی آدم تا یه چیزیو داره قدرشو نمی دونه ولی وای به حال اینکه از دستش بده . من خیلی از درس خوندن خسته شدم . کاش منم می تونستم بیام پهلوی تو. اون وقت دو نفری چه کیفی می کردیم نه ؟ آدم در بدترین شرایط هم اگه یه دوست خوب داشته باشه قابل تحمل میشه براش . {...} بعضی کلاسامون با یلدا و مرمر و رعنا و مانا و بقیه مشترکه. احساس می کنم تو مدرسه خودمون هستم . فقط اینکه تو ٬ سمورا٬ فاطمه ٬ کیمیا٬ رزا و سمیه نیستین ! وای فری از ردیف خودمون فقط من شریف هستم . خیلی ناراحت کننده اس. ولی خوب در کل اون قدر ها هم بد نیست دانشگاه . خیلی الافی داره . فری جون بقیه شو بعدا برات می نویسم . دستم درد گرفت.پام هم خواب رفته . حالا یه جوک یه کم بی ادبی :{...}. خوب بود فری ؟ یه کم بی ادب شدم نه ؟ {...} فری جون من الان سر کلاس اخلاقم . ببینم شما ها هم از این درسای چرند پرند دارین ؟ فری جون یادته پارسال چقد با هم تو حیاط مدرسه قدم می زدیم و می گفتیم وای کی پس این کنکور و بلاتکلیفی تموم میشه ؟ فری حالا تو چه احساسی داری راجع به دانشگاه؟ من خیلی دلم برا مدرسمون تنگ شده . برای همه . از نازگل دیوونه تا سمیه خرخون تا زهرا ...و غیره و ذلک و نخودها. فری تو مدرسه همه چی یه جور شفافتری بود.ولی دانشگاه بااینکه بعضی وقتا هیجان انگیزه ولی فری نمی دونم چرا بعضی وقتا دلم می گیره . نمی دونم دانشگاه اونجا چجوریه ولی من اصلا احساس خوشبختی نمی کنم . تورو که نمی دونم . می دونی حداقل تو مدرسه واسه یه هدفی درس می خوندیم . واسه رهایی از درس و مدرسه و قید و بندها. ولی الان چی ؟ من احساس می کنم تمام زندگیم همش پر از این چیزهاست . خوب بحثای نا امید کننده رو وللش . فردا بچه های کلاسمون شامل { یه توصیف راجع به تک تک دوستان :)) ...} می خوان برن کوه .ولی من به خاطر پای لعنتیم نمی تونم برم . وای فری دستم درد گرفت . همه دارن تو کلاس اخلاق ور می زنن. حوصله ام شدیدا سر رفته . یلدا هم رفته بیرون که بلیط تاتر بگیره واسه امشب که تاتر هست ولی من یه عالمه مشق پاسکال دارم و حال ندارم برم تاتر. من و مونا قاشق یه پسره ازگل شدیم به اسم {...}. خیلی بی ریخت و چله . امروز دیدیمش ٬ مثل این بود که مست کرده بود. هی ویژی ویژی راه می رفت . راستی فری یه چیز جالب می دونستی کلاس زبان ما کجا تشکیل میشه ؟ حدس بزن! تو مسجد! مثل طلبه ها! مسجد ما اتاق اتاقه بعد ما می ریم تو یکی از اتاقا درس می خونیم . البته اطاقاش صندلی داره ها . اینقدرا هم بی کلاس نیستیم . راستی کلاسهای شما چه شکلین ؟{...} یلدا اینجا نشسته بهت سلام می رسونه . {...} خوب فری جون فعلا بای بای ..... posted by Mariam @ 8:54 PM
Comments:
Post a Comment
|
صفحه اصلي
دوستاممونا جونم سمورا میثم دایی پیام احسان روزبه فراز علی اون یکی علی مارال مهرون مژده چیزایی که قبلا نوشتم 01/01/2004 - 02/01/2004 02/01/2004 - 03/01/2004 03/01/2004 - 04/01/2004 04/01/2004 - 05/01/2004 05/01/2004 - 06/01/2004 06/01/2004 - 07/01/2004 07/01/2004 - 08/01/2004 08/01/2004 - 09/01/2004 09/01/2004 - 10/01/2004 10/01/2004 - 11/01/2004 11/01/2004 - 12/01/2004 01/01/2005 - 02/01/2005 02/01/2005 - 03/01/2005 03/01/2005 - 04/01/2005 04/01/2005 - 05/01/2005 05/01/2005 - 06/01/2005 06/01/2005 - 07/01/2005 07/01/2005 - 08/01/2005 08/01/2005 - 09/01/2005 09/01/2005 - 10/01/2005 10/01/2005 - 11/01/2005 11/01/2005 - 12/01/2005 12/01/2005 - 01/01/2006 01/01/2006 - 02/01/2006 03/01/2006 - 04/01/2006 04/01/2006 - 05/01/2006 05/01/2006 - 06/01/2006 06/01/2006 - 07/01/2006 07/01/2006 - 08/01/2006 09/01/2006 - 10/01/2006 11/01/2006 - 12/01/2006 01/01/2007 - 02/01/2007 03/01/2007 - 04/01/2007 12/01/2007 - 01/01/2008 01/01/2008 - 02/01/2008 12/01/2008 - 01/01/2009 |