نارنیا



Tuesday, November 23, 2004

دلم می خواد برم خونه یه سوپ خوشمزه درست کنم . ولی اولش باید برم میوه فروشی . مغازه میوه فروشی یه کم دوره . شایدم ترافیک باشه تا اونجا . نمی دونم . ساختار RNAهم هی اذیت می کنه .
سایت KLMهم که به درد عمه اش هم نمی خوره . پلیور آبی خوشگلم رو هم یه کم خراب کردم . پریشب از سردرد خوابم نمی برد ولی بعدش برد. بچه ها همه درس و مشق دارن . منم کلی درس و مشق دارمها. تازه ۵ شنبه با این آقاهه هم می خوام میت کنم . بعد هنوز نمی دونم چی بش بگم . خاک به سرم آخه من چرا اون ایمیل رو زدم ؟ بونی لباس خواب چه رنگی دوس داری عزیزم؟ ۱۰ تا شکلات خریدم خیلی سنگین شده . قرمه سبزیمون هم خیلی چرب شد. ولی خوشمزه اس . چن تا غذا باید درست کنم تا ۵ دسامبر؟ دلم تیم هورتو هم نمی خواد الان. فقط همون سوپ گرم که عکسشو توی یه وبلاگی دیدم . می گم که آقای جیثم خان خوب من و مونا رو گذاشتی سر کار. خودم می کشمت. این پیام کدوم گوریه . مگه میشه هو ساعت ۴:۴۰ شبیه ساعت ۹ شب باشه . ایرانم همینطوری بود؟ می گم که من چرا به شریفیا حسودیم میشه با اینکه اونا باید جلوی در موهاشونو درست کنن و دست و پاشون بلرزه ؟ یعنی بریم تو دانشگاه خودمون چن تا آشنا می بینیم ؟ موناهه از اون موقع که گفتی هی دارم به تولد امسالت فک می کنم . یعنی چی بپوشم ؟ پس این دختره کیم کی می ره خونشون ؟ می خوام امروز پوزشو بزنم . موناهه چرا امروز همه اش statusات busyهست ؟ این داداش مسخره ات کجا رفته؟ ای برادر گرامی مگه دستم بهت نرسه . حالا به بونی گفتی وقتی می بیندت آشنایی نده . من دلم مامانم رو می خواد هزار تا. چرا مامانا اینقد خوبن ؟ یعنی اگه منم یه روزی مامان بشم اینقد خوب میشم ؟ ساراهه تو نگرانی نداری برای دفاعت ؟ من چرا جای تو نگرانیم میاد. به این استادت بگو اینقد کافی نخوره. امروز پینگ پنگ خیلی مزخرف بود. من چشام باباغوری شده یا زمین و توپ کجن ؟ مگه چن ساعت گذشته از ناهار و کافی خورون که من الان گشنمه ؟ دایی مگه بهت نگفتم که نری لوهیدمال واسه تونی خوردن ؟ آقای چینیه بدجنس داره اونجا . شاپینگ کردن بدون اینکه واسه خودت چیزی بخری هیچی کیف نمیده . وبلاگ نوشتن اینجوری خیلی کیف میده . اصن من میرم آپدیت می کنم . در ضمن خوشم نمیاد یکی به جای سلام کردن آدمو buzz کنه !

posted by Mariam @ 4:45 PM




Comments: Post a Comment