|
نارنیا |
|
Sunday, September 26, 2004 اگه همتون هم مسخره کنین مهم نیست .مهم هست ها . یعنی اولش غصه م میشه ها ٬ ولی مهم نیست . بعضی وقتا فک می کنم که چرا یه عالمه چیزها که اصلا برا آدم مهم نیستن تو یه لحظه چقد مهم میشن . فلانی چی گفت ؟ اون دختره حالا چی فک می کنه ؟ اون خانوم چینیه تو اسکای ترین چرا چپ چپ به پاهام نگاه کرد؟ یعنی به نظرش پاهای من خیلی بزرگن ؟ آخه به تو چه فلانی چی گفت ؟ اون خانومه اون دختره اون پسره چه تاثیری تو زندگی تو دارن ؟ اصلا اینا دیگه میرن محو میشن . یه جورایی خیلی حسودی این خارجستونیها رو می کنم . اکثرشون بی خیال دنیان . اصلا براشون پشیزی ارزش نداره که کی چی بگه و اینا. هر جور بخوان لباس می پوشن . با پیژامه . با دمپایی پلاستیکی تو خونه . با تیشرت صد سال پیششون پامیشن میان دانشگاه . کاش به قول مامانم یه کم بتونم فرهنگ این جهان اولیها رو بگیرم ! .................... امروز و دیروز روزای خوبی بودن . دیروز که از صبح خونه و یخچال رو تمیز و جارو کردیم . عصر هم اول قرار بود با مهران و پویا بریم قهوه خونه ولی تعطیل بود واسه همینم پاشدیم رفتیم دانشگاه بیلیارد بازی کردم . منم بار اولم بود و بیچاره این مهران کلی زحمت کشید یادم بده . ولی آخرش یه بار پویا برد یه بارم من و مهران با هم . تازه توپ سیاهه رو هم من زدم . هوررررررررااااااا. بعدشم مهران هوس پیتزا کرد پاشدیم رفتیم پیتزا هات یه پیتزای خفن خوشمزه گرفتیم . من چن وقته هوس پیتزا کردم فک کنم هر شب از اون موقع دارم پیتزا می خورم . امروزم صبح دیر بیدار شدم . یعنی ساعت ۹:۱۵ . بعد کلی ترسم گرفت چون ساعت ۱۱ بلیط داشتیم برای یه فیلم جشنواره ونکوور و باید ۱۰:۳۰ اونجا می بودیم . خلاصه زودی سریع صبحانه خوردیم و شال و کلاه کردیم و رفتیم دان تاون و فیلم رو هم دیدیم . راجع به فیلم نو کامنت . بعدم با سارا قرار گداشتیم بریم پسیفیک سنتر و خیلی کم خرید کردیم . البته من صاحب یه هد ست شدم که حالا می تونم با بونی عزیز چت کنم . بعدم رفتیم خونه سارا اینا پیش لارنس و بساط پنیر و cracker و واین و اینا راه انداختن . بعدم دوباره از این آقا ایرانیه که زیر خونشون پیتزا فروشی داره پیتزا گرفتن خوردیم و بعدم من و پیام برگشتیم خونه . فردا هم من شاید نرم دانشگاه چون هیچی غذا نپختیم . واسه همینم الان حس عصر جمعه ندارم و اوضام خوبه . posted by Mariam @ 9:49 PM
Comments:
Post a Comment
|
صفحه اصلي
دوستاممونا جونم سمورا میثم دایی پیام احسان روزبه فراز علی اون یکی علی مارال مهرون مژده چیزایی که قبلا نوشتم 01/01/2004 - 02/01/2004 02/01/2004 - 03/01/2004 03/01/2004 - 04/01/2004 04/01/2004 - 05/01/2004 05/01/2004 - 06/01/2004 06/01/2004 - 07/01/2004 07/01/2004 - 08/01/2004 08/01/2004 - 09/01/2004 09/01/2004 - 10/01/2004 10/01/2004 - 11/01/2004 11/01/2004 - 12/01/2004 01/01/2005 - 02/01/2005 02/01/2005 - 03/01/2005 03/01/2005 - 04/01/2005 04/01/2005 - 05/01/2005 05/01/2005 - 06/01/2005 06/01/2005 - 07/01/2005 07/01/2005 - 08/01/2005 08/01/2005 - 09/01/2005 09/01/2005 - 10/01/2005 10/01/2005 - 11/01/2005 11/01/2005 - 12/01/2005 12/01/2005 - 01/01/2006 01/01/2006 - 02/01/2006 03/01/2006 - 04/01/2006 04/01/2006 - 05/01/2006 05/01/2006 - 06/01/2006 06/01/2006 - 07/01/2006 07/01/2006 - 08/01/2006 09/01/2006 - 10/01/2006 11/01/2006 - 12/01/2006 01/01/2007 - 02/01/2007 03/01/2007 - 04/01/2007 12/01/2007 - 01/01/2008 01/01/2008 - 02/01/2008 12/01/2008 - 01/01/2009 |