نارنیا



Tuesday, August 03, 2004

عمو فرشادم می گه : چیه این friends? یه چن تا جوون خوشگل علم کردن و هی جوک های لوس بی مزه می گن . برو ساینفیلد ببین بچه . بعد برام پرینتر می خره .
با دنیز می ریم کل متروتاون رو می گردیم . دست همه مردم هیچی که نه سه چهار تا پاکت خریده ولی ما که هیچی پیدا نمی کنیم . آخرش دنیز یه چن تا از این چیز جینگولیهای حموم و نرم کننده و از این جور چیزا می خره .
عروسی شنبه اس. لباسهای من همه شون عاریه ای هستن . لباسم مال سارا . کفشم هم مال سارا. خودم چی دارم ؟
هی پیام . منظور من از پسته خام ٬ پسته تازه بود ها!!! از اینا که روشون پوست نرم دارن .
ببینم واقعا میثم محمدی با عاطفه عروسی کرد؟ آخه اون دختره که تو عکسا بود که عاطفه نبود!!جلل الخالق !
امروز بازم باید می رفتم مراقبت از جلسه امتحانی . یه ساعت دیر رسیدم . خواب موندم . سزار یه تیپی زده بود. امروز دفاعشه . البته تا الان تموم شده . سر امتحان یه چینیه دستشو بلند کرد که سوال بپرسه . رفتم پیشش. دیدم داره رو ورقه اش می نویسه . سرمو بردم جلوتر. بازم سرشو بلند نکرد. بعد گفتم خوب سوالت چی بود؟ گفتش من که سوال نداشتم . پشت سریش از خنده رفت زیر میز. به من چه که چینیها شبیه همن . از اون به بعد هر کی سوال می کرد علامت می ذاشتم . نفر چهارم از سمت راست .
من هنوز کادو نخریدم . خاک به سرم .
هرچی فک می کنم یادم نمیاد قیافه عمو بهنام چه شکلی بود!!
دیدی گفتم تلفظ executive هست اگزِکِتیو نه اگزکیوتیو!!
من اتاقمو عوض می کنم . درسته بوته گل رز دارم . یه پنجره گنده دارم . ولی به هرحال باید عوضش کنم .
من روز به روز پر رو تر میشم یا اون روز به روز بیشتر کوتاه میاد؟
از وقتی لامپ اتاقم ۱۰۰ وات شده دلم نمی خواد روشنش کنم . نور فقط واسه شبای امتحان خوبه . موقعهای دیگه خوب نیس. من و خانوم هاویشام با هم عضو یه کامیونیتی تو ارکات هستیم .
من بیشتر از این زرم نمیاد. می خوام برم قسمت دوم نان عشق موتور ۱۰۰۰ رو ببینم. DAP تازه کارش تموم شده !

posted by Mariam @ 4:54 PM




Comments: Post a Comment