نارنیا



Saturday, June 19, 2004

کاش میشد چن تا روز رو از تو زندگیم پاک کنم . فراموش کردن دیگه کار سختی نیست واسه من ولی هیچ وقت کامل پاک نمیشن . چیزایی هم که فراموش شدن همیشه یه جورایی دوباره سر و کله شون پیدا میشن و آزارت میدن ولی اگه پاک بشن دیگه تموم میشه . اینگار که از اول چیزی اتفاق نیفتاده .همیشه واسه آدم پیش میاد که بگه وای اگه اون روز یه ساعت دیرتر رسیده بودم خونه . وای اگه اون روز جواب فلانی رو نداده بودم . وای اگه ... ولی بر نمی گرده . پاک هم نمیشه . اینکه هیچ وقت از کارایی که می کنی پشیمون نباشی خیلی خوبه . اینکه فک کنی هیچ راه دیگه ای جلوت نبوده و به هرحال پیش میومده . ولی دروغه . دروغ .میشد که پیش نیاد. میشد که فقط یه خواب بوده باشه . یه خواب بد.
امروز رو همه اش تو رویا بودم . اینکه الان ساعت ۵ هست برام مفهومی نداره . نمی تونم درکش کنم . هیچ دیدی ندارم راجع به ناهار و صبحانه و هات چاکلتی که خوردم . راجع به دو تا قصه ای که خوندم . فیلمی که الان می خوام ببینم . همه اش یه جور خوابه . فردا زندگی رو شروع می کنم و شاید دوباره حذف ...

posted by Mariam @ 4:29 PM




Comments: Post a Comment