نارنیا



Saturday, June 05, 2004


این رگ ایرانی بودن همیشه باید عود کنه . خوب نا سلامتی یه ساله خارج هستیم . تازه از اولشم تو این قید و بندا نبودیم خیلی . تازه اینجا که خبری از مامان باباها نیست . هرچی هست همون بچه های همسن و سال خودمونن (حالا تو range بزرگتر مساوی ۷٬۸ سال). ولی بازم وقتی مهمون دارم نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم که جارو نکنم . تی نکشم . روزنامه های باطله رو نندازم دور. گردگیری نکنم . دلواپس نشم .
صدای جارو خیلی بلنده و اسپیکرهای فکسنی لپ تاپم دارن خودشونو می کشن تا یه صدایی تولید کنن که یه کم بلند تر از اون باشه .
آروم می رم
مبادا
رفتنم رو ببینی
با چشمای پر از اشک
سر راهم بشینی ...

posted by Mariam @ 9:46 PM




Comments: Post a Comment