نارنیا



Wednesday, June 02, 2004

۱.واااای که چه قد خسته ام . الان با سارا از superstore برگشتیم . کلی خرید کردیم و منم یه شیشه فراپوچینو شیکوندم و همه جا رو گند زدم .دو تا مهمونی در پیش داریم که یکیش خونه لارنسه و یکیشم خونه خودمون .
هر دوتاشم برای تولد سارا و هر دوتاشم پات لاک هست ولی با این حال خیلی سخته . حتی این پیام بدجنس هم نیست که برامون تی بکشه . پیام بد ذات به جای اینکه بری ایران یه راست میومدی اینجا به ما کمک می کردی . دروغ می گم ؟
۲.دیشب ساعت ۱۱ این طورا تنها بودم و داشتم روی assignment ام فک می کردم که یه هو دیدم در می زنن . کلی ترسیدم . آخه سارا قرار نبود بیاد . کس دیگه ای هم نباید میومد. خلاصه با ترس ولرز در رو وا کردم می بینم این مهران خره پشت دره . کلی با حال بود. با روزبه داشتن از متروتاون بر می گشتن بعد این مهران جیشش می گیره تصمیم می گیرن بیان خونه ما تا مهران ماشین روزبه رو کثیف نکنه . البته خودش می گه خواسته یه سری بزنه و دیده چراغای ما روشنه و خلاصه اینا. بهشون چایی دادم و باقلوا . مهرانم که دید به آخرین اتوبوس نمی رسه بی خیال شد و رفت خونه روزیهی.
۳. دیروز صبحم رفتم خونه فری . کلی حرافی کردیم . فری برام جوجه کباب و یه نوع سالاد خوشمزه درست کرد. حالا امروز خودمم رفتم وسایلشو خریدم درست کردم . خیلی خوب شده . توش باید از اون پنیرها ریخت که به نظر میاد کپک زده هستن ولی خیلی خوشمزه‌ان !
۴. امروز یه پسر چینی باهوش و یه پسر چینی خوشگل (البته برد پیت نبود ولی به نسبت چینی ها خیلی خوب بود)دیدم . خیلی عجیب بود !! البته باهوشه هم قیافش بد نبود. اگه بخوایم نسبت بگیریم میشه گفت شاید توی ۱ میلیارد نفر ۱۰۰۰۰۰ نفرشون خوب باشن . البته تو دخترهاشون خوشگل بیشتر پیدا میشه .
۵.امروز دانشگاه خیلی شلوغ شده بود . آخه جشن فارغ‌التحصیلی بود. وااای کاشکی ما هم جشن فارغ التحصیلیمون تو شریف بودیم :(
۶.همین دیگه . من برم مشقای این چینیا رو صحیح کنم !

posted by Mariam @ 8:40 PM




Comments: Post a Comment