نارنیا



Sunday, May 23, 2004

امروز سارا به زور من و لارنس تنبل رو برد هایکینگ . چشمتون روز بعد نبینه دیگه نه پا برامون مونده نه گلاب به روتون butt . ولی خوب محیطی بس زیبا و دلرباست این بانزن لیک . البته ملت به مقاصد مختلف میرن اونجا. یه سری میرن کایاکینگ و شنا و خلاصه ورزشهای روی آب. یه سری (از جمله ایرانیهای بسیار زیادی که با بساط قلیون و منقل و ازاین جورچیزا اونجا دیده میشن طوری که من اولش فک کردم اومدم پارک طالقانی )میان نیک نیک کنون (خیلی حال میده . ما هم یه دفه این کار رو کردیم ) ویه سری آدمای پاکار باحال که مثل ما (اهم اهم ) میان هایکینگ و خلاصه کلی لذت می برن و اینا و آخرش وقتی میرسن خونه فقط به زمین و زمان فحش میدن . ولی خوب به هر حال ورزش خوبی بود. وی شل ریپیت ایت اگین از سون از مای بات گت ول اند لارنس فرگت ابات آل هیز مونینگ اند گرونینگ اند ... . خلاصه ما اومدیم خونه و بعد یه حموم جانانه و یه مقدار nap و یه خرده که چه عرض کنم دو تا فیلم سینمایی و قسمت یکی مونده به آخر American Idol(وای که چه قد لفت میدن تا این show رو تموم کنن ) و همچنین قسمت یکی مونده به آخر swan حالا احساس سر حالی می کنیم . راستی من یه توضیح راجع به این swan بدم برا اونایی که نمی دونن . این یه show هست که توش میان یه سری خانومهایی که یه مقادیری قیافه هاشون اُس میزنه (طفلکیا :() و دیگه اعتماد به نفس ندارن به خودشون رو انتخاب می کنن و خلاصه کلی عملیات جراحی روشون انجام میدن و بعدشم مجبورشون می کنن که ورزش کنن و وزن کم کنن و خلاصه انواع و اقسام کارها و طی همه این عملیات که ممکنه ۶٬۷ ماه طول بکشه تا کاملا خوب بشن هیچ آینه ای بهشون نمی دن و خلاصه آخرسر میارنشون و جلو یه آینه قرار میدن و خلاصه عکس العملهاشون دیدنیه . بعدشم از بین اینا یه تعدادی رو که خیلی خوب شدن و کلی تا تغییر کردن رو انتخاب می کنن وحالا قراره بینشون یه مسابقه بذارن و بهترینشون رو انتخاب کنن به عنوان swan یعنی جوجه اردک زشتی که حالا قوی زیبایی شده . باورتون نمیشه چه قد عوض میشن و چی بودن و چی میشن . خلاصه بد نیست . البته یه کم اعصاب خورد کنه چون نصفشون همه برنامه عر میزنن و از این میگن که چه قد وضعشون بده و اینا البته خوب خیلی درد میکشن بیچاره ها:(
دیگه واتس نیو؟
آهان صبحی یکی از بچه های مدرسه راهنماییمون تو ارکات من رو پیدا کرد . بعد فرض کن اونم تو ونکوور زندگی می کنه !! بعد حالا هر کاری کردیم همدیگه رو یادمون نیودم . هزار تا لینک داریم ها ولی خوب باید ببینمش بعد تصمیم بگیرم که یادم میاد اون رو یا نه .
دیگه چی ؟
آهان فردا روز تولد ملکه ویکتوریاس (این بدبختا که امام ندارن واسه همینم باید از خودشون امام بسازن !) و تهطیله و حال و حول . این هفته اکثر روزا تعطیلم فقط بدی قضیه اینه که شنبه presentation دارم و می خوام یه سری cool stuff بگم البته اگه هول نشم .
همین دیگه گایز.
بای بای

posted by Mariam @ 10:42 PM




Comments: Post a Comment