|
Thursday, May 06, 2004
یه روز سرد. یه دختر ۱۹ ساله . میدون ونک روبه روی فانفار. با یه کاپشن و شلوار و روسری مشکی و یه جفت بوت. کاپشنش زیاد بلند نیست . تازه زیپش رو هم نبسته . یه بلوز سبز هم زیرش تنشه . منتظره . یه پسره میاد. خوشحال میشه . دست هم رو می گیرن و سوار تاکسی میشن . سورنتو. اولین بارشه. یه شرط سر نمره پاسکال. ولی گشنش نیست. سوپ قارچ . کیوسکی . پلمبیر. همه چی نصفه میمونه . صورت حساب. بعدش قدم زدن تو خیابون ولیعصر. تو کوچه پس کوچه های ظفر. رکوئیم موتزارت.
It was the end of an era...
posted by Mariam @ 10:13 PM
|
|
|