|
نارنیا |
|
Tuesday, May 04, 2004 توی مترو تاون راه به راه ایرانی می بینی . یا فارسی می شنوی . تو پارکینگش یاد سیتی سنتر میفتی . یاد اونجا که وارد سیتی سنتر میشدی و یه هو یه عالمه هوای تازه خوشبو بهت هجوم میاورد. مغازه ها ااااای تقریبا خوبو خوشگلن ولی هیچ وقت به پای اونجا نمی رسن. یه گپ هست که خوبه و بقیه رو هم باید بگردی . بعضی وقتا ریتمنز . بعضی وقتا زارا بعضی وقتا جیکب . تامی هم که خیلی کم حراج می کنه و ... . کفش هم که یه آلدو هست و یه پیگابو و یه ترانزیت(واقعا از نظر کفشی ایت ساکس) . مغازه های چینی هم تا دلت بخواد. مغازه های لباس شب فروشی غیر جوادی و جوادی . فود کورت هم که بدک نیست . اسپورت چک هم که اااای به هرحال هرچن وقت یه بار آدم بهش سر می زنه و وقتی یه بلوز دامن آدیداس رو که خیلی هم مالی نیست رو می بینه که ۳۰۰ دلار قیمت زدن یه هواهایی چشاش ۴تا میشه . ولی خوب به هرحال متروتاون قشنگه . خرید بخوای بکنی بهتره حتما یه سری اونجا هم بری چون خیلی مغازه داره . دو تا سینما هم داره که یکیش سیلور سیتی هست که ما بیشتر می ریم اونجا. حالا درسته قیمت بلیطش یه دو سه دلاری گرون تره ولی خوب معمولا زیاد حسش نیست که بری tinsletown که اون سر دنیاس(البته از لحاظ زمانی شاید خیلی فرق نکنه ولی من ترجیح می دم تو برنابی خودمون بمونم تا بیام ونکوور شما که پر معتاد و homeless و ولگرده :) )خلاصه اینکه سیلور سیتی سینمای خوشگلیه ولی مثل همه سینما های اینجا یه ایراد داره اونم اینه که تا واردش میشی از بوی کره سوخته که برای پاپ کورن درست کردن استفاده می کنن نمی تونی راحت شی . بلیطها رو هم می تونی با دبیت کارت بخری که معمولا صف نداره (تو تینسل تاون باید با ویزا بخری !). شماره هم ندارن بلیطا. هرجا خواستی می تونی بشینی ولی خوب باید زود بری که جا خوبها پر نشه و مثل مای بیچاره سر فیلم ارباب حلقه های ۳ مجبور نشی صندلی جلوی جلو بشینی و بعد سه ساعت آرتروز گردن بگیری !بعد فیلمها هم که معمولا دستشویی ها کلی شلوغ میشه و می تونیم نقدهای مختلفی راجع به فیلم های مختلف همونجا بشنویم (راستی تو ایرانم این طوری میشد؟ من یادم نیست.)همین دیگه . این بود گزارش من راجع به مترو تاون برای یه دختر گوگولی که داره تا چن ماه دیگه میاد پیش من .posted by Mariam @ 11:19 PM
Comments:
Post a Comment
|
صفحه اصلي
دوستاممونا جونم سمورا میثم دایی پیام احسان روزبه فراز علی اون یکی علی مارال مهرون مژده چیزایی که قبلا نوشتم 01/01/2004 - 02/01/2004 02/01/2004 - 03/01/2004 03/01/2004 - 04/01/2004 04/01/2004 - 05/01/2004 05/01/2004 - 06/01/2004 06/01/2004 - 07/01/2004 07/01/2004 - 08/01/2004 08/01/2004 - 09/01/2004 09/01/2004 - 10/01/2004 10/01/2004 - 11/01/2004 11/01/2004 - 12/01/2004 01/01/2005 - 02/01/2005 02/01/2005 - 03/01/2005 03/01/2005 - 04/01/2005 04/01/2005 - 05/01/2005 05/01/2005 - 06/01/2005 06/01/2005 - 07/01/2005 07/01/2005 - 08/01/2005 08/01/2005 - 09/01/2005 09/01/2005 - 10/01/2005 10/01/2005 - 11/01/2005 11/01/2005 - 12/01/2005 12/01/2005 - 01/01/2006 01/01/2006 - 02/01/2006 03/01/2006 - 04/01/2006 04/01/2006 - 05/01/2006 05/01/2006 - 06/01/2006 06/01/2006 - 07/01/2006 07/01/2006 - 08/01/2006 09/01/2006 - 10/01/2006 11/01/2006 - 12/01/2006 01/01/2007 - 02/01/2007 03/01/2007 - 04/01/2007 12/01/2007 - 01/01/2008 01/01/2008 - 02/01/2008 12/01/2008 - 01/01/2009 |