نارنیا



Sunday, May 02, 2004

سلین بچه های عزیز

من امروز رفتم شهربازی . جای همه تون خالی . کلی ترسیدم و کلی حال کردم . یاد اون زمانها بخیر که شاگرد اول میشدیم بعد از اون کارتا بهمون می دادن که باش مجانی می رفتیم شهر بازی. بگذریم . داشتم می گفتم . خیلی باحال بود البته به بزرگی شهر بازی خودمون تو تهران نبود اصلا ولی می گن آخرای آگوست که میشه کلی کارناوال هم اونجا راه میندازن که خیلی جالبتر میشه و مسابقه خوک دوانی و اسب و گوسفند و اینا داره . من نمیدونم چرا اینقد ترسو شده بودم . سوار چن تا از این بازیهای وحشتناکش نشدم . یادم میاد اون موقعها که می رفتیم پارک ارم چه قد خودمونو می کشتیم که اجازه بدن سوار ترن هوایی بشیم فک کنم شرط سوار شدنش ۱۴ سال به بالا بود و یه عالمه بار رامون ندادن ولی خوشبختانه وقتی ۱۲ سالم شد این طورا چون قدم بلند بود تقریبا دیگه یه دفه من و سارا رو راه دادن وخلاصه خیلی حال داد و کلی تو کف خودمون بودیم ولی اینجا یه وسیله های کلی خفنی بود و اگه قدت از ۵۴ اینچ بیشتر میبود می تونستی سوارشون بشی و خلاصه همه این بچه های ریزقولی هم می تونستن سوارشون بشن . من از همه بیشتر از یه ترن هواییه خوشم اومد که تو آب حرکت می کرد و یه کم شبیه اون تونل های وایلد وادی بود. ترن هوایی اصلیشون که اسمش rollercoaster هست خیلی ترسناک بود و می گفتن که یکی از قدیمیترین ترن هوایی های دنیاس و خلاصه کلی من وحشت کردم ولی خوب اصلا جیغ نزدم چون این لاوسون کنار من نشسته بود که ۹ سالشم نیست واینقد شجاعه که من خجالتم اومد جیغ بزنم. دیگه اینکه یه جا رفتیم داخل یه haunted house که اونم کلی وحشتناک بود ولی ما اینقد با ترس و لرز و آروم می رفتیم که اون قد که باید وحشت نکردیم :) بونی اگه اومدی حتما باید بریم فک کنم تو از منم بیشتر جیغ بزنی .دیگه اینکه رفتم یه سری از این بازیهای جایزه دار انجام دادم و دو تا عروسک بردم واسه سارا و همین دیگه .
راستی من فردا مدرسه م شروع میشه .
مریم

posted by Mariam @ 6:08 PM




Comments: Post a Comment