|
نارنیا |
|
Wednesday, February 25, 2004 دوباره یک روز از این زندگیصبح ساعت ۷:۳۰ . بدون صدای زنگ ساعت خودم خود به خود بیدار میشم . بد جوری خوابم میاد . یادم میفته دیشب ۱ یا ۲ بود که بالاخره خوابم برد . (این داستان آهستگی میلان کوندرا بدجوری آهسته داره پیش میره ). دوباره مثل همیشه . اول از همه کامپیوتر و چک کردن ایمیل و کامنتها . نه خبر خاصی نیست . صبحانه یه لیوان نسکافه یه دونه قرص یه لیوان آب یه نون تست whole wheat, و یه لایه پنیر هاوارتی و یه عدد خرما. زود لباس می پوشم و با سارا می زنیم از خونه بیرون . ساعت ۹ کلاس دارم . سارا نزدیکترین جا به AQ پیاده ام می کنه . از پله ها می رم بالا یه دختر چینی رو پله ها نشسته و داره با موبایلش صحبت می کنه . وقتی من رد میشم حرفاشو قطع می کنه . از پشت سرم صدای حرف زدن به زبون چینی میاد. یعنی فک می کرده من چینی بلدم ؟ نزدیکترین پله ها رو می رم بالا AQ4130 . جان تنهایی نشسته و طبق معمول پاش رو دراز کرده رو صندلی جلویی . های و گود مرنینگ اینا می گیم و می شینم . دفتر و نت هامو در میارم و می چینم رو میز یه کم با هم راجع به پروژه و اساینمنت صحبت می کنیم . استادمون(جیم ) وارد کلاس میشه . طبق معمول مرنینگ و یه لبخند گنده . بهنام هم پشت سرش نفس زنان میاد. همونجا رو یه صندلی کنار جان ولو میشه . جیم درسو شروع می کنه . خوشبختانه یه کم paper این دفه ای رو خوندم و آماده ام . درس جلو میره یواش یواش و یه چیزایی یاد می گیریم مثلا. بعد کلاس تنهایی ره میفتم سمت لب . وسط راه میریم با بهنام یه کم راجع به اساینمنت بحث می کنیم و بعدش من می رم لب و اونم میره اتاقش. لیدا پشت میز نشسته و داره مشقاشو می نویسه . از پشت میرم و می ترسونمش. لادن هم داره تو تئوری لب درس می خونه و مثل همیشه هدفون تو گوششه. منم میشینم پشت یه کامپیوتر و وبلاگ خونی و ایمیل چک کردن شروع میشه . بعدش نوبت میرسه به خبرای ایران . صبحانه بی بی سی . بعدم یه کم شلوغ کاری و جار و جنجال توی تئوری لب. رابرت بعد ۸ سال داره میره فردریکتون پیش زنش. میگه باید خوشحال باشین به جای من یه پرشین گای داره میاد . اون وقت می تونین کلی با هم حرف بزنین به فارسی و جک بگین . دلم براش تنگ میشه . پوزخند رو لبهای لادن و لیدا بدجوری خودشو نشون میده . رابرت هم می فهمه و می گه اگه نایس نبود من یه ناهار بهتون میدم ولی آخه نایس تر از رابرت هم تو دنیا هست ؟ (البته من هنوز از اون روز که بهم از این نخود سبزای ژاپنی ها داد ازش شاکیم . من از نخود سبز متنفرم ) دیگه داره ساعت ۱۲:۳۰ میشه . یعنی آفیس آور من . در لاکرم رو باز می کنم و جعبه مقوایی رو که توش ورقه های میانترم هستن رو در میارم . با لیدا میریم پایین و دم ساختمون کینسیالوژی از هم جدا میشیم . از ساختمون میام بیرون . هوا خیلی عالیه . باد میره تو موهام و یه احساس خوبی بهم دست میده . حس آزاد بودن . ورقه ها امروز زیاد سنگین نیستن. راه رفتن به MTF آسونه . اکثرش سر پایینیه ولی راه برگشت :( راس ساعت ۱۲:۲۰ وارد لبمون تو MTFمیشم . هنوز هیشکی نیومده . از ۱۲:۳۰ به بعد ۲ تا ۲ تا سر و کله شون پیدا میشه . برا هردسته جداگونه توضیح میدم که ورقه ها رو به ترتیب حروف الفبا سرت کردم . بازم برا بعضیاشون سخته ورقه شونو پیدا کنن. اشکالاشونو جواب میدم و یه دو سه نفری که نمره هاشون عوض میشه رو وار gradebook می کنم . یه پسر چینی سمج نشسته تو لب و درس می خونه . هر چن وقت یه دفه یه مشکلی براش پیش میاد و میاد سراغم . یه مقداری یادم رفته درسشون . از رو متن کتاب می خونم و سعی می کنم یادم بیادprime implicantو essential prime implicant فرقشون چی بود . وارون هم سر کله اش پیدا میشه . how is it going. حالا می تونم سکان کشتی رو بسپرم دستش و خودم بزنم به چاک . راه برگشت طولانی تره . نفسم بند میاد یه کم . بارون کم جون ولی خوبی میاد. بازم توی لب لیدا و لادن نشستن . یه کم منتظر میشیم تا مشقای لیدا تموم شه . راکتهامون رو از توی لاکر در میاریم و میریم سمت ساختمون Gym. دو طبقه میریم پایین و وارد رختکن خواهران میشیم . این دختر چینی ها بازم عین خیالشون نیست . لخت و پتی می گردن واسه خودشون . رختکن خواهران مثل حموم زنونه میمونه . بوی شامپوی گلان میاد. یادم میره اینجا کاناداست. از رختکن میایم بیرون . آقاهه این دفه ازمون آی دی می خواد تا بهمون کورت راکت بال بده . از ساعت ۴ به مدت ۴۵ دقیقه کورت شماره ۶ مال شماست . دلم کم کم شروع می کنه به درد گرفتن . وسطای بازی دیگه تو پ رو درست حسابی نمی بینم . دلم می خواد زودتر تموم شه بریم . سر ۴۵ دقیقه تمومش می کنیم . بارون شدیدتر شده . پایین پله ها با بچه ها خدافظی می کنم و میرم سمت ایستگاه اتوبوس. امروز ماشین ندارم . شانسم اتوبوس ۱۴۴ خیلی زود میاد. نفر سوم وارد اتوبوس میشم . دل دردم بیشتر شده . داره کم کم اشکم در میاد. پسر چینی جلویی داره تو موبایل عکس یه دختره رو می بینه . دختر چینی کنارش لبخند می زنه . سر داتی (اسم خیابونمون ) که می رسیم یه پیرمرده بد اخلاق با یه چیزی مثل چرخ دستی و یه عالمه گونی گنده آبی سوار اتوبوس میشه . دستشو مثل این ژنرالها تکون میده به سمت یه پسر چینی دیگه . پسره با شرمندگی لبخند میزنه و جاشو میده به پیرمرده . کم کم داریم می رسیم . سر گیبسن که میرسه پیاده میشم . اینقد دلم درد می کنه که نمیتونم thank youبگم . تمام کوچه رو تقریبا میدوم تا برسم خونه . دم در ماشین پارکه . یعنی سارا هست . میرم تو . بوی غذا نمیاد فعلا. وااای من گشنمه . یه نون تست می کنم و با پنیر می خورم . یه کم چت . یه کم وبلاگ و friendsشروع میشه . یه ساعت هم اونو می بینم . سر یه جای باحال تموم میشه . دیگه می خوام برم حموم ولی قبلش یه هو تصمیم می گیرم آشپزی کنم . نصف یه پیاز گنده رو خورد می کنم و های های برای خودم و پیازه و دل دردم گریه می کنم . پیازو که سرخ کردم گوشت رو اضافه می کنم و اونم سرخ میشه با زردچوبه و نمک بعد آب رو بهش اضافه می کنم و میذارم بپزه. لپ تاپم رو میذارم رو صندلی و میبرم کنار حموم . در رو هم باز میذارم تا تو حموم آهنگ گوش بدم حوصله ام سر نره . عسل بانو . میییییییییییی خوام . به به چه تمیز شدم . تا میام بیرون و خشک میشم تقریبا گوشت پخته . بادمجونها رو اضافه می کنم و در عین حال با فرنوش و مونا چت می کنم . اینم از رب گوجه فرنگی و گرد غوره . پلو هم که تو پلو پز آماده اس. بفرمایین خورشت بادمجون . posted by Mariam @ 11:30 PM
Comments:
Post a Comment
|
صفحه اصلي
دوستاممونا جونم سمورا میثم دایی پیام احسان روزبه فراز علی اون یکی علی مارال مهرون مژده چیزایی که قبلا نوشتم 01/01/2004 - 02/01/2004 02/01/2004 - 03/01/2004 03/01/2004 - 04/01/2004 04/01/2004 - 05/01/2004 05/01/2004 - 06/01/2004 06/01/2004 - 07/01/2004 07/01/2004 - 08/01/2004 08/01/2004 - 09/01/2004 09/01/2004 - 10/01/2004 10/01/2004 - 11/01/2004 11/01/2004 - 12/01/2004 01/01/2005 - 02/01/2005 02/01/2005 - 03/01/2005 03/01/2005 - 04/01/2005 04/01/2005 - 05/01/2005 05/01/2005 - 06/01/2005 06/01/2005 - 07/01/2005 07/01/2005 - 08/01/2005 08/01/2005 - 09/01/2005 09/01/2005 - 10/01/2005 10/01/2005 - 11/01/2005 11/01/2005 - 12/01/2005 12/01/2005 - 01/01/2006 01/01/2006 - 02/01/2006 03/01/2006 - 04/01/2006 04/01/2006 - 05/01/2006 05/01/2006 - 06/01/2006 06/01/2006 - 07/01/2006 07/01/2006 - 08/01/2006 09/01/2006 - 10/01/2006 11/01/2006 - 12/01/2006 01/01/2007 - 02/01/2007 03/01/2007 - 04/01/2007 12/01/2007 - 01/01/2008 01/01/2008 - 02/01/2008 12/01/2008 - 01/01/2009 |